ایکابود کرین، آموزگاری جاهطلب و زودباور، وارد روستایی میشود که با افسانهای نگرانکننده درباره سوارکاری بیسر شناخته میشود. مجذوب وارثی ثروتمند، میکوشد خود را در برابر رقیبی نیرومندتر تحمیل کند. اما داستانهای عجیب پیرامون آن مکان ذهن او را آشفته میکند. میان خرافه و رقابت، تنش تا شبی سرنوشتساز بالا میگیرد. نویسنده طنز و فانتزی را در روایتی کوتاه و نمادین در هم میآمیزد و با ترس و خیال بازی میکند.